گزارش احمد شهید درباره وضع حقوق بشر ایران کاملاً صحیح است؛ به خدای مظلومان سوگند که رسوایتان خواهیم ساخت

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز

 


گزارش احمد شهید در مورد وضع حقوق بشر ایران کاملاً درست و مستند است و او با مستندترین گزارشات ایرانیانی که در حکومت دروغگو و ریاکاری که خود را اسلامی می خواند، مورد آزار، شکنجه و محکومیت در دادگاه های نمایشی حکومتی و نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن حقوق متهمان، محکومان و زندانیان قرار داشته اند و احمد شهید توانسته با قربانیان شخصاً صحبت کند، گزارش اش را تهیه کرده است. با این همه، چون او به همه ایرانیان قربانی دسترسی نداشته و هم به قربانیانی که هنوز در ایران هستند- چون حکومت اجازه ورود او به ایران را نداده- و هم به سبب شرم و حیائی که بسیاری از این قربانیان نسبت به وقیح ترین و شنیع ترین شکنجه های جسمی و روحی ای که بر ایشان وارد شده، دارند، تمامی موارد نقض حقوق بشر در گزارش اش نیامده و ضروری است تا گزارش بعدی کامل تر شود و این وظیفه ما ایرانیان است و بدانیم هر کمکی که به تکمیل گزارش او کنیم، از صدها تظاهرات خیابانی، اعتصاب خانواده ها در کنار زندان و تعقیب پرونده متهمان در دادگاه های نمایشی بسیار پرثمرتر است و زمان رسوایی و محاکمه واقعی متهمان کلید خورده و فرا رسیده است.

نخست این که، در گزارش احمد شهید، تهدید به تجاوز به زندانیان ذکر شده بود که کاملاً درست است، اما او چون خواست گزارش اش همچون هر متخصص و گزارشگر حقوق بشری کاملاً مستند بر شواهد باشد، تنها به مواردی که مستقیم با خود قربانیان گفتگو شد، اکتفا نمود، از این سبب تجاوز به زندانیان نیامده است.

 

باید توجه کرد، که پس از آن که تجاوز در زندان های رژیم توسط مقامات معترض حکومتی رسانه ای شد و آبروی نداشته حاکمان را بیشتر برد، به زندان ها دستور داده شد که تجاوز نکنند و تنها تهدید به تجاوز کنند – که این نیز دلیلی دیگر بر این که تجاوز در زندان ها سازماندهی شده بود و دستور از بالاترین مقامات ایرانی صادر شده بود، نه سرخود- و مواردی نیز با تحریک زندانیان خطرناک به جوانان معصوم زندانی تجاوز کردند. همان گونه که گذشت، برخی از این قربانیان اینک در خارج از کشور هستند، ولی حجب و حیا و ضربات روحی و روانی وارد شده به ایشان مانع از پیگیری ماجرا می شود و وظیفه فعالان حقوق بشری و برندگان جوایز حقوق بشری است که اینان را به احمد شهید معرفی کنند و آن عزیزان نیز می توانند از طریق ارتباط با سایت های این فعالان، اطلاعات و گزارشات مستندشان را ارائه کنند و اسم شان نیز رسانه ای نشود.

 

 

دوم، تمام مقامات ایرانی که در بالاترین مسندهای کشوری و لشکری تکیه زده اند، در جریان آزار، شکنجه، تجاوز، احکام فرمایشی و دادگاه های نمایشی بوده اند و اصلاً احکام توسط خودشان صادر شده است و بسیاری از مقامات قضایی در مورد احکام امنیتی صادر شده توسط دادگاه های رژیم، تنها دستورات آقایان و آقازاده های جوجه اطلاعاتی شان را صادر می کنند. به همین خاطر بود که وقتی تجاوز در زندان ها توسط معترضان حکومتی مطرح شد، به سرعت و بدون تحقیق در همان روز و روز پس از آن توسط مقامات مختلف از تریبون های رسمی رد شد که دلیلی دیگر بر این که آنان در جریان امور بودند و تحقیقات بعدی نیز تنها برای توجیه و کتمان تجاوز و سرکوب و کشتاری بود که اسامی برخی از مفقودین نیز تا مدت ها معلوم نبود.

سوم، مقامات حکومتی و قضایی ایرانی دارای این روال کلی هستند که وقتی اجازه تشکیل پرونده و شکایت را به شاکیان و قربانیان می دهند، هدف محاکمه متهمان و جانیان اصلی نیست، بلکه هدف تبرئه آنان و حتی محکومیت مضاعف قربانیان و شاکیان است. توجه کنید، با رژیمی چنین وقیح مواجهه هستید که حتی دادگاه های استالینی نیز آنقدر وقیح نبودند که جای شاکی و متهم را عوض کنند و قانون قربانیان را دوباره قربانی کند. هدف رژیم این است، که در زمان رسانه ای شدن یا گسترش اعتراضات با پذیرش ظاهری تشکیل پرونده برای متهمان، آن موج اعتراضات بخوابد و آرام بگیرد و با مشمول زمان شدن پرونده طی آیین دادرسی، دادگاه زمانی تشکیل شود که بحران فروکش کرده است. مواردی از این دست دادگاه های فرمایشی را به وضوح در دادگاه های تشکیل شده موسوم به پرونده کوی دانشگاه در دوران اصلاحات – که البته دولت اصلاحات استثناء بود و خواهان دادگاهی واقعی، اما کاری از دست اش ساخته نبود- و دادگاه های اخیر برای کسانی که پس از اعتراضات ۸۸ به کوی دانشجویان حمله کردند و عده زیادی را فله ای کتک زدند و دستگیر کردند و ربودند، و دادگاه کهریزک می توانید به روشنی ببینید. به عبارتی، برخلاف ادعای مقامات قضایی ایران – که بستن زندان کهریزک و محاکمه متهمان کهریزک را با نبستن زندان گوانتانامو مقایسه می کنند- دادگاه کهریزک همچون همه دادگاه های دیگر ایران نمایشی است برای تظاهر به اجرای عدالت و با نتیجه ای عکس، به طوری که متهمان اصلی و پنهانی تبرئه شوند و جنایت همچنان پنهان مانده و تداوم یابد و اگر چند قربانی نیز که متهم می شوند، برای این است که گفته شود، تخلف توسط چند خودسر تنها در این مناطق بوده و در سایر مکان ها تجاوزات و شکنجه ها و جنایات صورت نمی گیرد، و حاکمان عقده ای نیز به شاکیان و قربانیان معترض ثابت کرده باشند که کوتاه نمی آیند و عقب نشینی نمی کنند. علاوه برآن، در کهریزک مقامات ایرانی همچون نقض حقوق بشر در زندان های گوانتانامو به آزار و شکنجه یا حتی تجاوز اذعان نکردند که آن را ببندند، بلکه به واژه مضحک “عدم استاندارد بودن شرایط زندان” – شکنجه و تجاوز هم مگر استاندارد و غیراستاندارد دارد!؟- اکتفاء کردند. درضمن، بستن زندان کهریزک موقتی بود و آن بازداشتگاه اکنون دایر و فعال است.

چهارم، در گزارش احمد شهید بدرستی آمده بود که اینک ایران به الگویی برای نقض حقوق بشر در جهان بدل شده است. آن به چند سبب است که چون اینک آخوندهای حکومتی، اکثراً روضه خوان هستند و از این سبب نزد مراجع تقلید و فقها وجهه ای ندارند و این روضه خوان های حکومتی با صدور بی تخفیف این احکام فقهی و شرعی – و اکثراً من در آوردی- می خواهند نزد بقیه وجهه ای اسلامی و شرعی پیدا کنند؛ نمونه اش حد غیراسلامی سنگسار در نزد متعصبان کم سواد است –چون مراجع تقلید باسواد اکثر سنگسار را که نه در قرآن آمده و نه در سنت، اسلامی نمی دانند- که شیعیان عقیده دارند، صدور و اجرای احکام شرعی مثل بریدن دست و سنگسار و غیره، تنها در زمان معصوم و با حکم معصوم قابل صدور و اجراست و اشخاص غیرمعصوم –حتی مراجع تقلید و علما- نمی توانند این احکام را صادر کنند، از این سبب، در قانون جدید به اصطلاح مجازات اسلامی رژیم، حد سنگسار به تأیید این روضه خوان ها واگذار شده، چون در اوهامی همچون معصوم بودن به سر می برند –مشخصاً امام اول شیعیان- با این اختیارات می خواهند، وجهه ای نزد سایر فقها و علمایی پیدا کنند که از نجف تا قم ایشان را قبول ندارند و منزوی شده اند. بخش بزرگی از تشدید اعدام ها و محکومیت ها که در گزارشات مختلف فعالان حقوق بشری آمده است، به سبب همین عقده خودکم بینی این روضه خوان ها و آقازاده هایشان و لج بازی های کودکانه شان است، نه التزام به اجرای احکام شرعی و اسلامی.

پنجم، اعدام های پنهانی و فله ای در مشهد، نشان از رد پای آقازاده های جوجه اطلاعاتی دارد که در این مناطق نفوذ دارند و از بالاترین مقامات حکومت دروغ و ریا دستور می گیرند. لذا فعالان حقوق بشر نسبت به متهمان و آمران اصلی این نوع از نقض حقوق بشر در گزارش بعدی توجه بیشتر و ویژه ای مبذول دارند.

ششم، پاسدارانی که اینک از رژیم جدا شده اند و نخواسته اند در جنایت آشکارشان شریک شوند، گروهی را تشکیل داده اند که گزارشات بسیار دقیق و البته تکان دهنده ای را از انواعی از کارهای ضد انسانی و ضد دینی رژیم فاش می سازد. گزارشات شان را در سایتی تحت عنوان سپاه آنلاین منعکس می سازند و آن گونه که مدعی هستند، تعدادی از اعضای شان نیز در خارج از کشور بسر می برند، بنابراین احمد شهید باید سعی کند با آنان نیز مصاحبه کند. در پاره ای از این گزارشات، از زندان های قرون وسطایی سخن می گویند که رسمی نیست و در هیچ دفتر رسمی قید نشده است. زندان ها در اعماق چند متری از زمین حفر و ساخته شده اند و در آن سلول های انفرادی با بازجویی های وحشتناک و شکنجه های قرون وسطایی جریان دارد.

هفتم، اتهامات آزار و شکنجه مقامات رژیم به متهمان و زندانیان محدود نمی شود، بلکه به خانواده های متهمان و زندانیان نیز کشیده شده است و آنان نیز تهدید می شوند، هم در مقاطع مختلف –از زمان دستگیری متهم تا ملاقات- به شیوه های مختلف مورد تهدید، توهین، و آزار قرار می گیرند.

هشتم، اتهامات و نقض حقوق بشر توسط رژیم به ایران محدود نمی شود و پس از جنبش سبز، ایرانیان معترضی را که در خارج از کشور بودند، سعی کردند تا با دستگیری و آزار بستگان شان در ایران یا ساکت کنند یا وادار کنند که از فعالیت کنار بکشند یا سخنانی در تأیید روضه خوان ها بگویند. آزار بستگان یکی از کارکنان شبکه بی. بی. سی. تنها یکی از مواردی بود که لو رفت و بنده اطلاع دارم که طیفی وسیعی از ایرانیان خارج از کشور از اصلاح طلب تا انقلابی و از هنرمندان تا فعالان حقوق بشری مورد این تهدید و آزار و اذیت واقع شده اند و به آنان گفته شده که اگر ماجرای تهدید و آزار خانواده هایشان را رسانه ای کنند، با عواقب عملی و بدتری مواجه خواهند شد.

نهم، نقض حقوق بشر توسط حاکمان و نیروهای امنیتی ایران تنها به زندان های ایران محدود نمی شود، بلکه در زندان های عراق که در زمان حضور آمریکایی، سربازان با بازداشتگاه های غیررسمی مواجه شدند که انواع از شکنجه های قرون وسطایی از جمله سوراخ کردن اعضای بدن با مته جریان داشته، تحت مدیریت نهادهای امنیتی ایران بوده است و در سوریه نیز اینک مشخصاً سرکوبگران اعتراضات ۸۸ ایران حضور دارند و مستقیم و غیرمستقیم بر بسیاری از شکنجه ها و جنایات وحشیانه رژیم سوریه نظارت و مدیریت دارند که باید در گزارش بعدی احمد شهید منعکس شود.

دهم، احمد شهید با اظهارات متناقض مقامات امنیتی و قضایی رژیم بیشتر توجه کنند. چون در حالی که برخی از این مقامات گزارش نقض حقوق بشر را توسط احمد شهید وقیحانه رد کرده اند، برخی از مقامات به صراحت از غلط بودن تصمیم در پیوستن به نهادهای حقوق بشری سازمان ملل در گذشته سخن گفته اند که این خود اعتراف به این است که مقامات حکومت دروغ و ریا، اصلاً حقوق بشر را قبول ندارند که بخواهند تازه رعایت هم کنند.

یازدهم، فعالان حقوق بشر و برندگان جوایز حقوق بشری که وجهه ای مناسب و معتبر در نزد مجامع بین المللی و حقوق بشر جهانی دارند، می بایست تلاش مضاعفی کنند تا لیست کاملتری از شکنجه گران و جلادان رژیم، به خصوص در زندان های مختلف کشور و مقامات امنیتی و آقازاده هایی که آمران این جنایت ها هستند، تهیه و ارائه کنند. جنایتکاران و جلادان که با دروغ و ریاکاری تمام، می خواهند با نقاب دین و شریعت به جنایات شان ادامه دهند، باید رسوا و محاکمه شوند و این حداقل رسالت انسانی همه ماست.

توجه شود که روش نهادهای امنیتی و بازجویی رژیم آنقدر دهشتناک است که ممکن است حتی برخی از این مقامات و آقازاده هایشان که مجبور به انجام شکنجه و جنایت و کتمان آن شده اند، خود توسط این نهادهای امنیتی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته و از ایشان فیلم گرفته شده باشد تا در صورت عدم همکاری رسانه ای شود که از اینان هیچ چیز بعید نیست.

مقامات سیاسی کشورهای خارجی نیز توجه کنند، در مواردی که مقامات رژیم مدعی هستند که فعالیت هایی مثل ساخت بمب اتمی را انجام نمی دهند، چون در اسلام حرام است، بدان ها بگویند، مگر تجاوز به دختر و پسر جوان و شکنجه مردم، دزدی و اختلاس و قاچاق موادمخدر، حلال است که هم انجام می دهید و هم کتمان می کنید!؟ به خدای مظلومان سوگند که پس از آن که به کراّت به شما هشدار دادم، اما گوش نکرده و تکرار کردید، رسوایتان خواهم ساخت.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s