تشکیل اتحادیه ای از کشورهای آزاد بهار عربی؛ اسلام گرایان اول اسلام را بشناسند، بعد …

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه ÷روفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز

 


به درستی گروه های اسلام گرای سوریه متوجه شدند که کشورهای دموکرات و سازمان های بین المللی دیگر چندان رغبتی به کمک به اپوزیسیون سوریه ندارند، چون نسبت به پیروزی دموکراسی در کشورهای عربی خوش بین نیستند و می پندارند که اسلام گرایان دیگر کشورهای عربی نیز چون اسلام گرایان مصر و سلفی ها، فرصت طلبانی باشند که وقتی مردم از همه ادیان و اقوام، دیکتاتورها را ساقط کردند، به سبب اکثریت مسلمان، نوعی حکومت پوپولیستی مذهبی که اقوام و ادیان دیگر و به خصوص اقلیت ها را نادیده بگیرند، تشکیل داده و انقلاب را بدزدند و انقلاب شان سر آخر به سرنوشت انقلاب ایران منجر شود که عده ای ریاکار با وعده های بزرگ، وقتی از همه آحاد مردم به انقلاب پیوستند، زمانی که مراکز قدرت را به چنگ آوردند، زیر حرف های سابق خود زده و مخالفان را نیز قربانی و سر به نیست کنند و با کمال وقاحت نیز به اقلیت های دینی و قومی برچسب های امنیتی بچسبانند و ادعا کنند که این مجازات ها برای دین شان نیست!؟

 

بدین منظور و برای این که چنین راهکار ریاکارانه ای همچون آفتی بهار عربی را نیز به زمستان ایرانی بدل نسازد، باید علاوه بر روشنگری و رهبری ترکیه در منطقه، ائتلافی از کشورهایی تشکیل شود که به تازگی از چنگ دیکتاتوری آزاد شده اند و در بهار عربی به شکوفه نشسته اند؛ به طوری که سایر کشورهای بهار عربی همچون تونس و سایر کشورهای نسبت موفق در اصلاحات بدون خشونت، مثل مراکش به اتفاق کشورهای احتمالی دیگر، یعنی لیبی، الجزایر و یمن با ائتلافی از بهار عربی، وقایع سایر کشورهای عربی را هم با ارتباط و تعامل مداوم و هم در صورت تخلف از اصول انسانی و عدم پایبندی به دموکراسی دستخوش اقدامات تنبیهی این ائتلاف و کشورهای عربی قرار دهند تا مشکل کوچکی که اینک در همین ابتدا با اسلام گرایان سلفی در مصر پیش آمده، بدان میزان عمق نیابد که به فاجعه ای همچون دزدیدن انقلاب ایران منتهی شود.

ترکیه باید توجه بیشتری به مصر داشته باشد و علاوه بر سیاستمداران ترکیه، نمایندگان مجلس باید با کسانی که اینک برای قانون گذاری در مصر برگزیده شده اند، مدام در تعامل و مشاوره باشند. مشکل مصر اظهارنظرات رسمی اسلام گرایان نیست که با یک دیالوگ ساده دیپلماتیک برطرف شود، بلکه مشکل ریشه ای تر است و آنان تصوری کاملاً غلط از اسلام و مبتنی بر جاهلیت اعراب ۱۴۰۰ سال پیش دارند و از زمان تأسیس اخوان المسلمین، رهبران شان تصوری غلط از اسلام و حکومت اسلامی داشتند؛ درست همچون مقامات ایرانی که از اسلام برداشتی کاملاً ریاکارانه دارند و خیال می کنند که خدای ناکرده پیامبر اسلام نیز چون اینان ریاکار و فرصت طلب بوده است – غفلت موجب می شود که روزی چشم باز کنند و ببینند، عده ای دزد، دروغگو، آدم کش و در یک کلام مفسد فی الارض شده اند حاکمان شان که همه را هم به نام اسلام می کنند- و از این روی، مشکل اینان ریشه ای تر از این هاست و باید اسلام گرایان باسواد ترک با کلاس هایی نیز که برای اینان و سلفی ها می گذارند، اینان را آگاه سازند. باید با ذکر آیات و روایات -عهدنامه مدینه- بدین شان نشان داد که اسلام بر اساس آیه “دین من برای من و دین شما برای شما”، هم آزادی ادیان را برای همگان، حتی برای مشرکان محترم شمرده است و بر اساس آیه “در دین اجباری نیست”، آزادی هر متدینی در دین اش را هم اختیاری شمرده و زور را از دایره هر آنچه دینی است، خارج ساخته است و آنجایی که با زور قانون یا چماق می خواهند همگی اسلام را رعایت کند، یا حکومت ریاکارانه آخوندهای ایرانی است یا حکومت جاهلی طالبان است، نه حکومت اسلامی. در مصر باید از میان کسانی که برای تنظیم قانون اساسی جدید مصر تعیین شده اند، نمایندگان اقلیت های دینی و قومی و هر اقلیت دیگری از حق وتو برخوردار باشند تا نظر اکثریت مسلمان بدان ها تحمیل نشود و قانون اساسی بدون مجوز آنان رسمیت برای به رأی گذاشتن مردم پیدا نکند؛ چون در همه پرسی قانون اساسی باز اکثریت مردم مصر مسلمان هستند، طبعاً باز خواسته های اقلیت ها می تواند نادیده گرفته شود و بدانند که دموکراسی با دیکتاتوری اکثریت فرق می کند و در دموکراسی برخلاف دیکتاتوری اکثریت، نظر هیچ اقلیت ولو یک نفری ای نقض نشده و نادیده گرفته نمی شود.

علاوه بر آن، اسلام گرایان مصی تاکنون نشان داده اند که از سیاست و حتی از نمایندگی نیز چیز زیادی نمی دانند و هنوز نمی دانند که کار نماینده مردم قانون گذاری است، نه شعار دادن و معرکه گیری مذهبی وسط مجلس و هنوز تفاوت رفتار در خیابان با مجلس قانون گذاری را نمی شناسند و اگر خیلی از مرحله پرت هستند، بروند کمک های خیریه شان را دنبال کنند تا بابت نادانی و عدم تخصص شان، حقوق مردم را ضایع نکرده و در دنیا و آخرت شرمنده نشوند و آگاه باشند که مال دزدی و غصبی نماز ندارد، چه رسد انقلاب دزدی و حکومت غصبی؛ همان حقیقتی که هرگز رهبران انقلابی ایران نفهمیدند و از این روی، انقلابی شدند، اما عاقبت “آدم” نشدند.

 

این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s