علوم انسانی غربی با تعقل، تعصب و تجاهل مذهبی را زایل می سازد

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

دکترای فلسفه و ادیان از آمریکا

 


درست است، علوم انسانی غربی با تعقلی که در قرآن برای پذیرش هر چیز ذکر شده، تقلید کورکانه و ساخته و پرداخته آخوندهای کم سواد را باطل می سازد. اما چرا از آن تحت عنوان ایمان و بارو مذهبی یاد می کنید؟ چون دقیقاً امثال شما بی سوادان، ایمان را با تعصب و تحجر عوضی می گیرند. تفاوت اش در کجاست؟

تفاوت در آنجاست که از شما متقلب، دزد، دروغگو، ریاکار و آدم کش و فروشنده دین به دنیا ساخته است، اما از شریعتی و چمران هرگز چنین اعمالی سر نزد. در حالی که همان بت های کبیرتان را که به مردم در اوائل انقلاب انداختید، تا پایشان به غرب رسید، خود را گم کردند و زمانی که در ایران حق رأی زنان را حرام می شمردند، تا به فرانسه رسیدند، آن را روا دانستند؛ خودباختگی یعنی این!؟ یعنی نه برحسب علم و استدلال، بلکه با عوض شدن جهت باد رنگ عوض می کنند (چون زنان از حق رأی برخوردارند، اما نحوه پذیرش اش توسط یک آخوند حکایت از درون باطل اش دارد). یعنی باوری که با فرو بردن سر در زیر برف شکل می گیرد و قوت می یابد و تا روشنایی عقل آن را آب سازد، حقایق عیان می گردد و باور زیر برف نیز فرو می افتد و کاسبی دکانداران دینی تعطیل می شود. یعنی شما که می خواهید علوم را انسانی کنید، چنان بی دینی و بی عملی تان نسبت به اخلاقیات و دستورات دینی، در نظر مردم عریان شده که با این دستورهای احمقانه می خواهید رد گم کنید.

 

درست است، کسی که علم آموخته برایش عار است که از مقالات دیگران بدزد و به نام خود چاپ کند و درست زمانی که نشریات خارجی مچش را وا کردند، از ایمان و اعتقادات دینی غلط اضافی “بخورد”. برایش بی معنی است که بابت علم نیاموخته و تنها برای چاپلوسی و سهم خواهی، او را از خارج اخراج کنند، بعد بیاید دم درب وزارت علوم بست بنشیند که ما به خاطر انقلاب و اسلام اخراج شدیم، یک مدرکی به ما بدهید! آن گونه که حتی روی شان نشود در هنگام رأی گیری در مجلس مدرک اش را رو کنند!؟ بلی کسی که علم را برای نفس علم می خواهد هرگز با این دروغ ها و جعلیات خود را گول نزده و دانش اش را با آن آلوده نمی سازد. وقتی دست داشتن اش در تقلب در انتخابات لو رفت، به دروغ خود را به بیماری نمی زند که این کار شارلاتان های بی سواد است که برای چاپلوسی و نه سواد علمی، پست های کلیدی وزارت علوم و مراکز آموزش عالی را اشغال کرده اند و آنجا را با ارث پدرش شان عوضی گرفته اند که بین اقوام تقسیم کرده اند.

شما خیلی بی مایه تر از آن هستید که بیش از این بخواهم جوابتان را دهم (اساساً تخصصی تر از این با شما سخن گفتن در حد فهم و شعورتان نیست و با هر کس باید با زبان خودشان طوری سخن گفت که بفهمد؛ چنان که سلیمان نبی با حیوانات سخن می گفت)، بروید همان روضه خوان های بی سواد و ریاکار و آقازاده ها و عزیز دردانه های بی سوادترشان را که پشت تان پنهان می شود و امثال شما را باد می کنند، بفرستید تا روشن شان سازم که وقتی هنوز نمی دانند که فلسفه اسلامی در تاریخ و تمدن اسلامی، تماماً غربی بوده و از فلاسفه یونان باستان اخذ شده است، سر جای خود بنشینند که خاموشی برای جاهلان بهتر است و هیچ جاهلی با ژست عالمانه گرفتن، باسواد نمی شود.

محض اطلاع تان هم بگویم، کسی که این همه تخلفات و جعلیات کرده حق ورود به دانشگاه ندارد و در آینده نه چندان دور همان دانشجویان سبزی را که اخراج کردید، استادان همان دانشگاه ها خواهید یافت و آخوندهای بی سواد و عقده ای به همراه شما برای همیشه نه فقط از دانشگاه که از ایران زمین برای همیشه گورتان را گم خواهید کرد و دوران رنسانس ایران و رستاخیز دین حقیقی شکوفا خواهد شد؛ چنان رسوا که فرزندان تان کتمان خواهند کرد که چنین پدران حیوان صفت و آشغالی داشته اند.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s