بانو جان ، خشونت همان زخمهای نادیده تو و هم جنسانت است !!

 

در بسیاری از کشورهای جهان ، خشونت نسبت به زنان جوامع آنها وجود دارد ؛ نوع این خشونت ها بستگی به طرز فکر مردان اجتماع آن سرزمین ها ، به ویژه دیدگاههای فرهنگی و قومی و مذهبی خانواده های زنان آن ممالک است . نگاه کردن به زن با عنوان ” جنس دوم ” نهایت تحقیر نمودن اوست ؛ چرا که ماجرا از همین جا آغاز می گردد .

 

 

 

هنگامی که در جدول کلمات متقاطع ، که در سالیان پیش حل کردن آن ، یکی از سرگرمی های متداول مردم دنیا بود ؛ واژه ” مرد ” را در پاسخ سؤآل ” جنس اول ؟ ” می نوشتند ! بدین ترتیب دروغ آشکاری را مطرح می کردند و ” زن ” را به عنوان جنس دوم در کلنی آدمها معین و معلوم می ساختند !

 

 

 

چنین نگرش توهین آمیزی حتی در ایران خودمان نیز به گستردگی سرزمین مان وجود داشت ؛ به استثناء آت کاری نداشته باشید که درمیان خانوارهای ایرانی ، افرادی بودند که برای زنان خانواده و فامیل و اجتماعشان احترام ویژه ای قائل می شدند ؛ این نمونه ها به ندرت در جامعه می باشند و حضورشان بر روشنفکری و تحصیل کرده بودن و انسانی عمل نمودن آنها دلالت داشت .

 

 

 

ولی چون اکثریت خانواده های ایرانی ، چه در روستاها و چه در شهرهای کوچک و بزرگ کشور ، از قائده نگاه جنس دومی به زنهای فامیلشان تبعیت می نمودند ؛ همواره مردان چنین خانواده هائی به خود حق می دادند ؛ که حقوق انسانی زنها را پایمال نمایند و در مورد ایشان از انجام دادن هیچ خشونتی فروگذاری نکنند !!

 

 

 

بعضی ها در ارتباط با امر خشونت نسبت به زنها ، در اشتباه فاحشی به سر می برند ؛ به پندار این دسته از مردم ، خشونت فقط در قاموس شکنجه های جسمی زنان و کتک زدن آنها خلاصه می شود ؛ حال آنکه اصلا چنین نیست و کتک زدن زنها ، در خفا یا در ملاء عام ، فقط یک نمونه از این خشونت هاست ؛ چرا که مردان فناتیک این خانواده ها ، نه تنها در دستها و زبانهایشان انگیزه آزار رساندن به زن وجود دارد ؛ بلکه در بیشتر مواقع در نگاهشان نیز خشونت هائی را نسبت به زنان دارند که آسیب آنها از صد شکنجه جسمی برای زنان بیشتر و آزار دهنده تر است !

 

 

 

خودتان به خوبی می دانید که خشونت ، همیشه چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست ؛ گاهی خشونت تحقیرهای آزار دهنده ای است ؛ که خاستگاه آن نگاه هائی می باشند که از چشمان مردان خانواده ، به مادران ، خواهران ، همسران و دختران خویش می اندازند ! این گونه از نگاه مردان ، انواع و حالات متفاوتی دارند ؛ ولی ماهیت همه آنها ابراز خشم نسبت به جنس دوم است و بس !!

 

 

 

نگاه مردی است که به یقه پائین آمده لباس زنی ، وقتی که خم شده و به او چای تعارف می کند ! نگاه برادری است به خواهرش ، وقتی که در یک میهمانی بلند خندیده باشد ! نگاه خشمگینانه پدری به دخترش است ، وقتی که در کوچه یا خیابان ، هنگام عبور از محله شان ، برحسب ادب به یکی از مردان همسایه احترام گذاشته و با او درود و بدرود گفته باشد ! نگاه خشمناک شوهری به همسرش است ، وقتی که زن در هنگام خریدن چیزی با فروشنده مرد آن مغازه ، یک خوش و بش معمولی نموده باشد ! نگاه تحقیرآمیز مرد همسایه به زن همسایه در کوچه و خیابان است ، وقتی که شب قبل و یا روز پیش ، صدای فریاد شوهر او را که زنش را کتک می زده شنیده باشد !

 

 

 

اینها و نمونه هائی دیگر ، نگاه هائی هستند که ما نمی بینیم و نمی دانیم که عواقب بعد از این نگاهها در باره زنهای آن خانواده ها چه خواهد بود و چه بر او خواهد گذشت ؟ در طول یک میهمانی ، در مسیر یک خیابان ، در خانه و در هر کجای دیگر که چنین نگاه هائی رد وبدل می شوند ؛ تحمل دردناک زنانی را که مورد چنین نگرشهای خشمگینانه ای واقع شده اند را در نظر داشته باشید . بدن کتک خورده یک زن ، بعد از یکی دو روز التیام می یابد و دردش خفیف میشود ؛ ولی زجر ناشی از آن نگاه خشونت بار ، تا مدتهای طولانی بر روح و روان زن سایه می افکند و مدام به شکنجه نمودن جانش می پردازد . زنهای این خانواده ها در هر نقش و پایگاهی که باشند ؛ مادر ، خواهر ، همسر یا دختر خانواده ، هرگز یک زندگی آرام و بدون شکنجه روحی ندارند ؛ حتی وقتی که هیچ مردی هم در خانه نیست ، این دسته از زنان باز هم در حال شکنجه شدن هستند !

 

 

 

اضطراب ناشی از نگاه خشن همسری ، که با نگاه خشونت آمیز خود به زنش نگریسته ، نگرانی از تنبیه شدن دختری به دست پدر یا برادرش ، که او را هنگام سلام واحوالپرسی کردن با مرد همسایه دیده اند ؛ و همه نمونه هائی که در بالا بیان گردید ؛ آسایش روحی و آرامش فکری آنان را مختل نموده ، و ایشان را برای تحمل کردن عواقب دردناک آن خشونت های غیر کلامی ، در آتش ناآرامی می سوزانند !

 

 

 

خشونت بی کلام ، انتظار متوحشانه زنی است ؛ که در مقابل چشمانش ، لحظات دردناکی را ترسیم می کند ؛ که پدر ، برادر ، همسر ، یا حتی پسرش می باشد ؛ که وقتی از بیرون به داخل خانه بازگردند ؛ با او چگونه رفتاری را خواهند داشت ؟

 

 

 

نماد روحی این خشونت ها در زنان ، نگرانی هائی هستند که آنان پیوسته با آنها دست به گریبانند ؛ بیهوده غمگین می باشند ، درحضور مرد کلافه اند ، انگار خودشان نیستند و در اثر تحقیرهای کلامی مرد ، همواره خویشتن را دست کم می گیرند و هزار عیب برای خودشان می تراشند ! سپس همین ترسهای دائمی ، از این زنان مورد ستم واقع شده ، موجوداتی می سازند که دائم حس کم و بد و نازیبا و نالایق بودن ، همه وجودشان را پر می نماید ؛ تا جائی که خودش هم خویشتن را ، چاق و بداندام ، زشت و نازیبا ، بی سلیقه و عاری از فنون خانه داری ، بی سواد و برخاسته از یک خانواده سطح پائین ، دارای فامیل بی کمال ، ولخرج و ندانم بکار ، و دهها عیب و حقارت دیگر که از مردش شنیده و در اثر تکرار ، ملکه ی ذهن خودش نیز می گردد !

 

 

 

بانو جان ، خشونت بی کلام ، همان زخمهای نادیده بر اندام و روح و روان تو و هم جنسان توست ؛ که در اثر بها ندادن به خودت کسب نموده ای . یکی از راههای قائل شدن منزلت برای خویش ، پر نمودن دستهای خالی خودت است ؛ آنها را با مطالعه و افزودن بر آگاهی هایت مملو از دانائی کن ، تا بدانی آن موجودی که تو را از او می ترسانند ؛ دست پرورده زنی ناآگاه مانند خودت بوده ، که مسیر دانش اندوزی هایش ، بین آشپزخانه و اتاق خواب بوده است ! جاهائی که به او یاد داده بودند ، که جز به شکم و زیر شکم شوهرش ، به هیچ چیز دیگری نیندیشد !! حتی اگر مغز خودش همواره از خوراک مناسب جهت رشد و افزایش دانائی و آگاهی اش تهی بماند !!

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s